به نام پیمان و راستی
در مورد آیین مهر نوشته هایی بسیار آمده که در هر کدام نامی گوناگون بر این آیین نهاده اند و شرح های بسیار در باره ی آن نوشته اند.
در این گفتار جدا از مراتب این آیین در ایران و دیگر کشورها به بررسی کوتاهی در باره ی اسطوره شناسی آیین مهر می پردازیم.
نخست به بررسی ایزد مهر در باستان سپس به بازگویی مراتب هفتگانه و دلایل نام گزاری آن ها و در آخر چگونگی جاودانگی این آیین با کار سازی_تاثیر گزاری_ بسیار در بیشترین ادیان بزرگ کنونی دنیا می پردازیم.
ایزد مهر در ایران باستان
مهر یکی از خدایان آریایی است که پیش از گسترش آیین زرتشتی در ایران مورد پرستش و نیایش ایرانیان بود.
اما پس از پیدایش زرتشت پرستش خدایی یگانه به نام مزدا اهورا (1)گسترش پیدا کرد و اشو زرتشت به مبارزه با خدایان پرستی برخاست.در گاتاها_سروده های اشو زرتشت_ نامی ازایزدان در میان نیامده است اما پس از گذشت سالیان دراز و پیدایش چندین آیین در باختر کم کم نیاز به بال و پر دادن به آیین زرتشتی برای نگهبانی از آن احساس شد و در این زمان بود که از ایزدان باستان برای ایجاد بزرگنمایی در دین مورد استفاده قرار گرفت.
نخستین و بزرگترین ایزدی که در یشت ها(2) _بخش چهارم اوستا_از آن نام برده شده ایزد مهر یا میثرا((mithraاست.
بر خلاف دیدگاه بیشتر پژوهندگان باختر مهر و خورشید یکی نیستند و هر یک ایزدی جداگانه به شمار می آیند.نزدیکی این دو تنها به دلیل وابستگی مهر به روشنایی است.ایزدی که هزاران گوش و ده هزار چشم دارد ,هرگز نمی خوابد و هرگز فریب نمی خورد او پشتیبان پیمان ها ست و هیچ پیمان شکنی از دید او پنهان نخواهد ماند.او دادگر است و در روز رستاخیز به دادگری بندگان اور مزد می پردازد.
و بر آدمیان است که او را با هوم(3) آمیخته به شیر و برسم با زبانی نیکو و خردمند نیایش کنند.
او پیش از بالا آمدن خورشید تیز اسپ بر بلای کوه البرز می تازد.سوار بر ارابه ای است که چهار اسپ نا میرا آن را می کشند و با گرزی در دست کردار آدمیان را مشاهده می کند.
آن که خانه اش به پهنای زمین است ,خانه ای گسترده که هیچ نیازی در آن وجود ندارد و دارای پناهگاه های بسیار است و در آن هیچ رنج و بیماری نیست.
آن خانه ای که به فرمان اورمزد و به دست امشاسپندان و خورشید سا خته شده.
گفتار بالا بخشی نا چیز از مهر یشت اوستا می باشد که به تنهایی در بردارنده ی اساطیری گرانقدراز ایران باستان و پیش از تاریخ است.در مهر یشت ایزد مهر به شکل یکی از کار گزاران بلند مرتبه ی اور مزد درآمده در حالی که در آیین مهر ایرانی این ایزد به شکل خدایی عرفانی است.در ایران تندیس های زیادی از این خدا در دست نیست زیرا ایرانیان خدایان خود را به شکل تندیس پرستش نمی کردند.
جشن مهرگان
دومین جشن بزرگ میهنی-آیینی ایرانیان مهرگان بود که در روز دهم مهر,روزی که نام روز و ماه یکی بود جشن گرفته می شد(امروزه به دلیل تغییر سالشمار روز مهرگان در 16 مهر قرار دارد)و چون نوروز سه جنبه ی کهکشانی,تاریخی و آیینی داشت.
از دید ستاره شناسی : مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می شود و نیز جشن برداشت کاشته ها ی کشاورزی است.
از دید تاریخی:در این روز نیروی داد و راستی به سر کردگی کاوه ی آهن گر بر ارتش نا راستی و ستمگر اژی دهاک پیروز شد و فریدون به شاهی رسید.مبارزه ی راستی و کژی ,داد و ستم در ایران ریشه ای آیینی دارد و همه ی جشن های میهنی هم به گونه ای این مبارزه و پیروزی نهایی راستی بر نا راستی را نشان می دهد.
اما در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه ای دارد.
از دید آیینی:در فرهنگ ایران مهر یا ایران به چم روشنایی خورشید و مهر و دوستی است .همچنین مهر نگهبان پیمان و هوشدار دهنده به پیمان شکنان است.
جشن مهرگان همانند نوروز از پر شکوه ترین نمودهای فرهنگ ایرانی است.
جشن یلدا
شب یلدا یا شبه چله نخستین شبه زمستان و درازترین شب سال می باشد.فردای آن با دمیدن خورشید روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد.این بود که ایرانین باستان شب آخر پاییز و نخستین روز زمستان را شب زایش مهر و یا خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.برای نمونه از کتاب های رومی می دانیم که در این روز پیران و پاکان به تپه ای رفته و با لباسی نو و مراسمی از آسمان می خواستند که پیشوای بزرگ را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه ی زایش آن ستاره ایس که بالای کوهی _به نام کوه فیروز_که دارای درختی بسیار زیبا بوده است پدیدار خواهد شد.موبد بزرگ در باره ی ای جستار نیایش می خوانده که بخشی از آن هنوز در کتاب بهمن یشت بر جای مانده و ابن گونه است:
آن شب که سرورم زاید
نشانه ای از ملک آید
ستاره از آسمان ببارد
هم آنگونه که رهبرم در آید
ستاره اش نشان نماید
سیصد سال پس از زایش عیسی مسیح ,کلیسا زادروز مهر را به جای زادروز عیسی پذیرفت زیرا روز زایش او بر همگان پوشیده بود.
در آیین مهر به شناخت یا خود آگاهی توجه بسیا می شود و به روش های گوناگون خویشتن خویش را آموزش می دهند.این آیین ما را به یاد صوفی گری در ادوار کنونی می اندازد که بی شک یادگاری است از ای آیین جهان گیر.
برای گام نهادن در راه شناسایی یا پژوهش برای رسیدن به شناخت خویشتن راستین یکی روش وجود داشت یکی شیوه ی پارسیان و دیگری روش مهرورزانه یا مهری.
از دیدگاه من در این آیین, مهر به شکل خدایی نیست که مورد پرستش پیروانش قرار گیرد,بلکه مهر چون نمادی از کمال آدمی است.کمالی که تنها با راستی,مهر,دوستی,نگهداری از پیمان,کنار نهادن خودبینی و خود پسندی و جلو رفتن
آیین مهر
در راه شناخت راستین خویشتن با گام هایی استوار , توان بر دوش کشیدن هر گونه مشکل سترگ و بی پروایی در راه رسیدن به مهر راستین به آرش((معنی))کمال آدمی امکان پذیر می باشد.
این روش مهری ,خود آگاهی ایرانیان است که هزاران سال پیشینه دارد.از آن زمان که آریی ها در ایران زمین پای نهادند خود آگاهی را نیز با خود به همراه آوردند.به سخنی دیگر آیینی نبود که همه را در برگیرد و پیمبری هم نداشتند و تنها کسانی در این روش پذیرفته می شدند که توانایی دریافت بالایی داشتند و جوانان که آموزش می دیدند تا من و من خواهی و خود ستایی آن ها از میان رود.
هفتگام برای رسیدن به مهر
شماره ی هفت در ایران ودیگر جاهای جهان ورجاوند(مقدس) می باشد و در بیشتر آیین ها, این شماره را گرامی می دارند.هفت در ادبیات پارسی و در صوفی گری کاربرد بسیار دارد. هفت سیاره ,هفت خان رستم, هفت مرتبه برای رسیدن به کمال ,هفت روز هفته, هفت سین و... و بسیاری نمونه های دیگر که بازگویی آن جستار گسترده ای است و گفتار جداگانه ای در این باره باید داشت.
هفت گام در آیین مهر از پایین ترین جایگاه آغاز می گردد تا به پایه ی آخرین که همان مهر باشد برسد.سر سپردگانی که در این راه پا می نهادند باید از روشهایی که در این چند پایه انجام می گرفت , همچون رازی پاسداری کنند و هرگز آن را باز گو نکنند.سرسپردگان پس از پذیرفته شدن یکدیگر را برادر و استاد خود را پدر می خواندند.با پذیرفته شدن آموزش می بینند که به استاد خود باور داشته باشند و بدانند که هرگز تنها نیستند.هفت گام در آیین مهر نماد گذشتن از هفت آسمان(هفت سیاره :زمین ,تیر ,ناهید ,خورشید ,بهرام ,کیوان و اورمزد) و رسیدن به فردوس می باشد.برای رسیدن به آن نخست باید روان آدمی از هر نا پاکی و نا همواری تهی گردد , خرد و پاکیزگی بی کم و کاستی یابد و پس از پشت سر گذاشتن تمامی پایه ها به مرتبه ی پدر (مهر)برسد.
1)کلاغ: برای درآمدن به این گروه, رازداران نخست در پایه ی کلاغ پذیرفته می شدند.پذیرش در پایه های پایین برای کودکان نیز امکان پذیر بوده است.هر پایه زمانی به پایان می رسید که پدران نو آموز را آماده ی گذار به پایه ی دیگر بدانند.آیین پذیرش سر سپردگان را سو گند و همسری و و همگامی می نامیدند.نوگرا(نوچه)باید در ابتدا سوگند یادمی کرد .آنها پیمان می بستند از آنچه از باورها و روش هایی که بر او آموخته می شود چیزی آشکار نسازند .آمده است که خورشید با پیک خود کلاغ به مهر پیام فرستاد تا به شکار گاو رود.از این گفتار نمایان است که کلاغ را پیک خورشید پاک می دانند و به این دلیل نخستین مرتبه را کلاغ نام نهادند.در این پایه نوچه ها پوشش کلاغ را بر تن می کونند و به چهره ها نقاب کلاغ می زنند و آوای آن را در می آورند.نماد این پایه یک چوب دستی است که دو مار به دور آن پیچیده اند_از این نماد در سازمان بهداشت جهانی استفاده می کنند_و نمایان گر ورجاوندی مار در فرهنگ مهریان می باشد.به کار بردن دو مار نشان از باور داشتن آنها به دوگانگی است که در تاریخ ایران زیاد با آن روبرو می شویم.در مهر یشت آمده که اورمزد در باره ی مهر به اش زرتشت می گوید که او هم پای من است و در ها دو جهان کارساز.پیوست این دو مار در دم های خود شاید نشان از باور آنها به یکی بودن سر چشمه ی هر دو گیتی(مینوی و دنیوی) است.هوا یا باد نماد این پایه است.
در پایان هر مرتبه نوگرا را با آب شست و شو می کنند و در برخی نوشتارها آمده که در هنگامه گذر از هر مرتبه تازیان بر بدن نوچه فرود می آورند مگر در پایان پایه های چهارم و آخر .
2)همراز:در این پایه نوگرا با گذشتن از کلاغ وارد می شود.در کلاغ با پیک خورشید و روشنایی خود را یکی کرد و سپس به شکل همراز مهر درآمد.در همراز نو آموز نیم تنه ی زردی که نوار های سرخی داشت بر تن می کرد وبرای چیره گشتن بر زبان خود و آموزش راز داری خاموش می ماند. آنها زمان زیادی را در کنج های ساخته شده در مهرابه ها و یا در آب راه ها می گذرانند.نام همراز یا همسر_در برخی نوشتها این مرتبه را عروس نام نهادند_ را به این دلیل بر این پایه نهادند چون نو چه می آموزد که باید همیشه همراه و راز دار این آیین بماند و به همسری مهر در بیاید و این روش را به هر چیز و هر کس برتری دهد .نماد این پایه آب می باشد.
3)سرباز:سر سپرده برای راه یافتن به این پایه باید برهنه زانو می زدند و روی شمشیر تاجی نزد وی می آوردند اما او تاج را با دست از خود می رانده و می گفته:((تنها تاج من,مهر است)).از این مرتبه نو آموز به شکل رسمی در این آیین پذیرفته می شود و در جشنها و گردهمایی ها اجازه ی شرکت پیدا می کند.سر سپرده ی سرباز به ارتش اشوی خدای شکست ناپذیر می پیوسته و همراه با پیام او به جنگ با کژی می پرداخته.در این پایه داغ مهری را بر پیشانی مهر آموز می نهاده اند تا این داغ پاک نشدنی پیمان خدمتی که سرباز با خدای خود بسته است در دل زنده نگه دارد.نماد این پایه خاک می باشد.
4)شیر:شیر در ایران باستان نماد آتش و درون مایه ای ورجاوند دارد.این پایه از برترین مراتب شیوه ی مهر است.در این پایه چون شیر نماد آتش ورجاوند است مهر آموز را به جای آب با انگبین شست و شو می دادند و تازیان بر بدن آن نمی زدند.دارندگان این مرتبه در جشن های همگانی نقاب شیر بر چهره می زدند و نیم تنه های قرمزی با نوار هایی ارغوانی بر تن می کرده اند.در آیین مهر شیر و خورشید همواره با یکدیگر همراه بودند و تاریخچه ی این نماد به آیین مهر می رسد.مهر ورزانی که در این پایه اند به عنوان نگهبان آتش شناخته شده اند.شیر نماد امرداد ماه است و در این ماه خورشید بیشترین تابش و درخشش خود را داراست.در این پایه توان بدنی مهر ورز را آزمایش می کنند.بر دست و دهان مهر جو انگبین می ریختند به نشان پاکی.(بر روی زبان نوزادان نیز انگبین می زده اند).نماد این پایه آتش است.
5)پارسی:در برخی نوشتها آمده که مهر جویی می توانسته در این پایه شود که از نژادگان این آیین باشند.در انجام دادن این آیین سر سپرده پوشاکی خاوری بر تن می کرده و کلاه شکسته ی مهری بر سر می نهاده.پا یه های پیشین دنیوی بوده اند اما پارسایی جایگاهی مینوی دارد.شیر مردی که در این مرتبه وارد می شود را با انگبین می شو یند.مهر ورز با بالا رفتس سن می تواند به ای پایه را یابد و او را نگهبان میوه ها می نامند.گذشتگان بر این باور بو ده اند که رشد گیاهان با ماه رابطه ای تنگاتنگ داردو نیز باور داشتن که انگبین دارای ویژگی های بسیار نیکویی است و ماه است که آنرا می پرورانده است.نماد این پایه مه می باشد.
6)پیک خورشید:در این پایه مهر جو چونان پاکیزه گشته که می تواند جایگاه پیک یا پیام آور خورشید درخشان را داشته باشد.مهر و خورشید دو ایزد ایرانی , مهر بزگتر از خورشید است اما نمادی از آن نیز می باشد.قرار دادن پیک خورشید در جایگاه ششم در میان خورشید و مهر و پیش از رسیدن به مهر به همین خاطر است.در نماد این پایه یک تازیان و تاج و مشعل به چشم می خورد.تازیان نمادی از پرتو خورشید است که به زمین می تابد زندگی از آن سرچشمه می گیرد.تاج خورشید نیز نماد از شاهی روشنایی و قدرت و پایداری خورشید است.مشعل نیز نشاندهنده ی پاسداری از آتش است که نمادی کوچک از خورشید در مهرابه ها می باشد.
7)مهر یا پدر:کسی که این جایگاه را در اختیار دارد در جشن هایی که برگزار می شود در جایگاه مهر می ایستد.
از دیدگاه من این پایه به چم رسیدن به کمال آدمی است.این آیین راهی است برای رسیدن به ابر انسان.همانگونه که نیچه می گوید:انسان تنها پلی است که از آن باید گذشت تا به ابر انسان رسید.
این آیین پرستش خدایگان و یا پرستش مهر به شکل یک ایز نیست بلکه مهر تنها بیانی از یک دیدگاه است که گذشتگان ما از یک ابر آدمی داشته اند.
برای مشاهده ی اساس واژگان شمار گذاری شده و نیز دریافت سایتها و کتاب هایی که می تواند در این جستار به کسانی که پیگیر هستند یاری رسانند شما را به نوشتاری دگر رهنمود می نمایم.
نوشتاری دگر